|
|
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم …
ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم ...
سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود …
اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به
وضوح حس می کردیم …
می دونستیم بچه دار نمی شیم …
ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست …
اولاش نمی خواستیم بدونیم …
:: برچسبها:
عشق ,
دروغ ,
عشق دروغین ,
شمیم عشق ,
عشق و جزا ,
عشق ممنوعه ,
:: بازدید از این مطلب : 340
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : محمدرضا
ت : یک شنبه 12 خرداد 1392
|
|
|
|
|
|